اولــــــــــــــــــــــین دنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون ایلیا

سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام به همه دوست جونام بلاخره اولین
دندون ایلیا جونه زد خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی خوشحالم 
ماجرا از این قرار بود که پریشب ایلیا خیلی بیقرار شده بود و تا صبح هی بیدار شد و گریه کرد منم نمیتونستم علت بیتابیشو بفهمم، دیروز دایی امین داشت بهش بستنی میداد (اخه ما هنوز رشتیم و جمعه بر میگردیم تهران) گفت قاشق فلزی میخوره به لثش یه جوریه و قاشق خودش و بیار منم دقت نکردم، تا امروز صبح که داشتم باهاش بازی میکردم وقتی قلقلکش دادم خندید و سرش و برد عقب که دیدم روی لثه پائینش سمت چپ یه سفیدیه کوچولویه
بلاخره فرشته مهربون تو تاریخ چهارشنبه 1391/01/23 تو سن 10 ماه و 23 روزگی واسه پسرم یه مروارید کوچولو اورد
اینم شعر دندونی ایلیا جون:
ایلیا داره یه دنـــــدون قند میخوره از قندون
فرشته مهربـــــــــــون اورده براش یه دنــدون
آش بخورید نوش جون اش دندون ایلیا جــون
پسرم، عزیزم، بهترینم، جوونه زدن اولین مروارید روی لثه های کوچولوت مبارک





اولــــــــــــــــــــــین دنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون ایلیا
